یه سال و یک هفته از تولد عشق زندگیمون گذشت!
هرروز كه مي گذره تو بزرگتر و شيطونتر مي شي .
هرروز كه از سركار برمي گردم خونه حسابی ذوق دارم كه تورو ببينم بخندي وخودتو بندازي تو بغلم. ديگه از تو بغلم تكون نمي خوري خودت رو لوس ميکنی واي كه چقدر عاشقتم . بعضي وقتها آنقدر فشارت مي دم كه خودم دلم برات مي سوزه ولي چيكار كنم كه نمي تونم جلوي خودمو بگيرم.
میری روی تخت و نگاه میکنی منتظری بیام پشت سرت تا مواظبت باشم به محض اینکه میام تو اتاق میشینی روی تخت خودت رو ازپشت میندازی و میخندی. با هم کشتی میگیریم و حسابی کیف می کنی.
بعضی روزها خیلی نق میزنی فکر می کنم به خاطر دندون باشه دو تا با فاصله زمانی کم داره میاد بیرون. موشیهای بالا همون ٢ تاست اما پایین داره میشه ٥ تا هورااااااا...
این خیلی بده که یه لحظه هم با خودت تنها بازی نمی کنی ....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه سال و یک هفته از تولد عشق زندگیمون گذشت!
